شرق بنفشه

دوران شاعرانگی رو به پایان است؟ چاپ پانزدهم، سال ۹۸ و شمارگان چاپ تنها ۸۰۰ نسخه!

صحبت‌های شهریار، لهجه زیبا و انتقال احساس شیرینش با طعم شعر و شعور شیرازی...

شرق بنفشه چاپ آخر از نشر مرکز، با کاغذ نیمه کاهی و در تیراژ هشتصد نسخه، شامل ۹ داستان.

شروع کردم به خواندن، کمی برایم گنگ بود، سر و ته مطلب و تغییر شخصیت را به درستی درک نمی‌کردم، در ابتدا که اینطور بود، داستان ذبیح و ارغوان، عشقی که با واژه‌ها و رمزنگاری آغاز می‌شود.

بسیار زیبا و طعمدار نگارش یافته، در سطر سطر قصه بوی حافظ و کوچه‌های شیراز همدم توست. هر چه به پایان داستان نزدیک می‌شوی بوی زهر و مرگ کلافه‌ات می‌کند.

چقدر ابراز عشق و همکلام شدن با یار در زبان فارسی غم‌انگیز جلوه کرده، در ایران، در قرن بیست و یکم... برای یکی از دوستانم کوتاه داستان را نقل کردم، گفت همین مصیبت‌ها را کشیده‌اید که شاعرید، تمام ایرانی‌ها!

لبخند تلخی زدم و ادامه داد... مثل اروپایی‌ها که هیچ قید و شرطی برای دوستی و عشق نمی‌شناسند خوب نیست!

دلم گرفت، سرتاسر داستان پشت پنجره و قبرستان و فال ناگفته... پیوسته انتظارت برای به هم رسیدن دو علاقمند جوان، به شکل یأس آوری به خاک قبرستان و پیاده روی خیابان منتهی می‌شود.

راستی ، لطفش این است که طعم جمله‌ها را خودت مز مزه کنی!

جدیدتر قدیمی تر

نموذج الاتصال