از کجا؟

کلمات از کجا می‌آیند و ما را به کجا می‌برند؟

نوشتن از جایی آغاز می‌شود، اما دلیل آن را کسی نمی‌داند، شاید می‌نویسیم تا آرام شویم.

ممکن است با یادداشت کردن مفهومی را منتقل کنیم، به دیگران چیزهایی یاد بدهیم، و هزاران بهانه دیگر که برای نوشتن ممکن است بتراشیم.

کمی دقیق‌تر! بعد از برخورد با کلمات چه اتفاقی خواهد افتاد؟

جریان گسترده‌ای از خیالات و رخدادها برایمان در زندگی پیش می‌آید. خوشحال، ناراحت و غمگین کننده، یا حتی بسیار زیباتر از آنچه در توصیف بگنجد.

اگر برای هر مفهومی جغرافیایی را در نظر بگیریم، واژه‌ها نیز محدوده‌ای دارند، به وسعت بی‌انتهای ذهن مخلوقات، و در این سیاره‌ای که ما زندگی می‌کنیم تنها انسانها یادداشت‌های قابل تبادل دارند.

ما می‌خوانیم، لذّت می‌بریم و عبرت می‌گیریم، قسمت‌هایی از درونمان را می‌نویسیم که دیده نمی‌شوند، با کسی نمی‌شود مطرح کرد و یا علاقه داریم سلیقه و خلاقیت‌هایمان را به نمایش بگذاریم.

انسان‌های اولیه نمی‌نوشتند، آنها نقاشی می‌کشیدند! پس از اختراع خط و توسعه زبان‌های گوناگون، تنوّع مفاهیم و نوع انتقالشان نیز دغدغه جدیدی شد.

اصلن زیبایی زندگی به همین پیچیدگی‌هاست! از پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها که سوال کنید خواهید شنید که در قدیم کتک زدن در تعلیم و تربیت نقش مهمّی داشته. خب الان چطور؟ دیگر کارایی ندارد؟

فحّاشی و چاقو کشی و این کثافت‌کاری‌ها امروزه پذیرفتنی نیست، ما به مرتبه بالاتری از سطح شعور منتقل شده‌ایم. تا وقتی که بشود گفتگو کرد و از روش‌های بی‌خطر برای انتقال ایده و تذکّر خطا استفاده کرد، باد کتک دیگر نخواهد وزید!

همه یادگیری را دوست دارند، اما چه چیزی را معلوم نیست؟ مثلن دوست دارند یاد بگیرند چگونه یک شبه میلیاردر شوند، خب این هم یک مدل آموزش است.

شگفت‌انگیزتر از هر چیز برایم این بود که اکنون با اینکه خواندن و نوشتن اینقدر توسعه پیدا کرده و فرهنگ‌های مختلف و آشنایی با آنها جذاب است چرا استقبال عمومی از تصاویر بیشتر از نوشته‌هاست؟!

شاید کمتر کسی میل به خواندن کتاب و پست‌های وبلاگ را داشته باشد، اما کافیست در شبکه‌های اجتماعی اشتراک عکس و ویدیو گشتی بزنید، خواهید دید بسیار با اشتیاق پی‌گیری می‌کنند و کامنت‌های زیبا و توهین‌آمیز را نیز در میانشان خواهید دید.



ما مدیون نوشتنیم، آن را به اندازه‌ای دوست دارم که بین رفتن به میهمانی و خواندن، این نوشته‌ها هستند که دعوتشان را می‌پذیرم، چرا که در میان میهمانی‌ها چیز زیادی بدست نمی‌آورم.

نگرانی بیشتر در آینده، ربات‌ها هستند! چرا؟!

با رشد و توسعه فناوری ساخت ربات‌های پیشرفته، در یادگیری و درک و آگاهی به سرعت از ما پیشی خواهند گرفت و ممکن است بر ما مسلط شوند!

باور کنیم یا نه، نشانه‌های آن را هر از چند در اینترنت می‌بینیم.

چقدر ما متحیّر خواهیم شد از عقبگرد بشر و پیشرفت ماشین‌های هوشمند؟
بازیگوشی خصلت جالبیست، هم سرگرمی ایجاد می‌کند و هم فراموشی می‌آورد!

به هر حال آینده دیدنی نیست! باید صبور بود تا یک به یک، ایستگاه‌های پیش رو را با حضور درک کنیم.
خالی خالی که نویسنده نمی‌شویم!

خواندن، شنیدن، دیدن و درگیر شدن با کلمات، قلم را در میان انگشتان به رقص خواهد ‌آورد.

گرچه سرانگشتانمان کمی خجالتی‌اند، کافیست در نوشته‌ها جاری شوی…